دوستـــــــــــــــــان قـدیـمــــــی

خاطره ها ، داستان ها ، شعرها و دل نوشته ها و...
 
الرئيسيةالرئيسية  اليوميةاليومية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
المواضيع الأخيرة
» با آخر اسم من اسم بنویس !!
الإثنين أكتوبر 04, 2010 4:49 pm من طرف هستی

» چگونه در ياهو مسنجر با هك مقابله كنيم؟
السبت أكتوبر 02, 2010 10:52 am من طرف دختر خورشید

» با شروع کار این آموزش موافقید؟
السبت أكتوبر 02, 2010 10:49 am من طرف دختر خورشید

» در این دنیا
السبت أكتوبر 02, 2010 10:45 am من طرف دختر خورشید

» شب شعر دوستان قدیمی
الخميس سبتمبر 30, 2010 11:10 am من طرف هستی

» Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥♥ جواب قبلی رو بده از بعدی سوال کن♥♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
الخميس سبتمبر 30, 2010 11:05 am من طرف هستی

» Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥♥ نسبت به قبلی چه حسی داری؟ ♥♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
الخميس سبتمبر 30, 2010 6:49 am من طرف MAHMOOD

» چه کار می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الخميس سبتمبر 30, 2010 6:36 am من طرف MAHMOOD

» داستان بنویس ... آیندتو بساز
الخميس سبتمبر 30, 2010 6:32 am من طرف MAHMOOD

ديسمبر 2017
الإثنينالثلاثاءالأربعاءالخميسالجمعةالسبتالأحد
    123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031
اليوميةاليومية
كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 13 و در تاريخ الجمعة أغسطس 02, 2013 10:44 am بوده است.
جستجو
 
 

نتائج البحث
 
Rechercher بحث متقدم

شاطر | 
 

 تاوان عشق

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
هستی
معاونت کل سایت
معاونت کل سایت
avatar

تعداد پستها : 46
تاریخ عضویت : 2009-11-03
سن : 32

پستعنوان: تاوان عشق   السبت نوفمبر 07, 2009 1:58 am

چند هفته ای از عشق دختر و پسر نگذشته بود که پسر تصادف بدی کرد.خرج عمل بسیار زیاد بود درصورت عمل نشدن پسر می مرد.دختر به هر دری زد که پول عمل را بدست بیاورد ولی تموم درها بسته بود بجزیه در....
دختر برای دو شبانه روز ناپدید شد در روز سوم با مقدار زیادی پول برگشت- Question چهره اش رنگ پریده بود.
عمل با موفقیت انجام شد. یک ماه گذشت پسر کاملا سالم شد. cheers
مراسم خواستگاری انجام شد. تنها مشکل جواب ازمایش بود که در صورت مثبت بودن انهها می توانستند ازدواج کنن I love you پسر به دنبال جواب ازمایش رفته بود دختر مشغول خواندن دعا بود:خدایا جواب ازمایش مثبت باشه و ما بتونیم ازدواج کنیم Neutral
صدای زنگ در امد.دخترشنابان به طرف در رفت پسر بود با چهره عصبانی Evil or Very Mad
دخترمعصومانه پرسید: چی شد جواب منفیه Question Sad
نه مثبته مثبته و خون ما به هم میخوره ولی ازمایش چیز دیگه ای هم نشون داد Twisted Evil
بعد برگه ی ازمایش را محکم به صورت دختر کوبید
تـــــــــــــو ایـــــــــــــــــــدز داری Mad Mad
پسراین و گفت ورفت اشک در چشمهای دخترک جمع شد Sad Crying or Very sad خواست فریاد بزنه و همه چی و بگه ولی بعد منصرف شد و به پسر نگفت که برای تهیه خرج عمل اون دست به خــــــــــــــــــــــود فــــــــــــــــــــــروشی کرده pale

_________________________________________________________
دوســـــــــتی واقـــعــی مــثـل ســــــــــــلامـتـیه ارزش اون رو مــــعــمــولا تــا وقـــــتــی که از دســـــتــش بــــديـــم نـــمــی دونــيــم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://http/:palmary.blogfa.com
 
تاوان عشق
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
دوستـــــــــــــــــان قـدیـمــــــی :: انجمن داستان :: داستان های کوتاه-
پرش به: