دوستـــــــــــــــــان قـدیـمــــــی

خاطره ها ، داستان ها ، شعرها و دل نوشته ها و...
 
الرئيسيةالرئيسية  اليوميةاليومية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
المواضيع الأخيرة
» با آخر اسم من اسم بنویس !!
الإثنين أكتوبر 04, 2010 4:49 pm من طرف هستی

» چگونه در ياهو مسنجر با هك مقابله كنيم؟
السبت أكتوبر 02, 2010 10:52 am من طرف دختر خورشید

» با شروع کار این آموزش موافقید؟
السبت أكتوبر 02, 2010 10:49 am من طرف دختر خورشید

» در این دنیا
السبت أكتوبر 02, 2010 10:45 am من طرف دختر خورشید

» شب شعر دوستان قدیمی
الخميس سبتمبر 30, 2010 11:10 am من طرف هستی

» Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥♥ جواب قبلی رو بده از بعدی سوال کن♥♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
الخميس سبتمبر 30, 2010 11:05 am من طرف هستی

» Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥♥ نسبت به قبلی چه حسی داری؟ ♥♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
الخميس سبتمبر 30, 2010 6:49 am من طرف MAHMOOD

» چه کار می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الخميس سبتمبر 30, 2010 6:36 am من طرف MAHMOOD

» داستان بنویس ... آیندتو بساز
الخميس سبتمبر 30, 2010 6:32 am من طرف MAHMOOD

أكتوبر 2017
الإثنينالثلاثاءالأربعاءالخميسالجمعةالسبتالأحد
      1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031     
اليوميةاليومية
كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 13 و در تاريخ الجمعة أغسطس 02, 2013 10:44 am بوده است.
جستجو
 
 

نتائج البحث
 
Rechercher بحث متقدم

شاطر | 
 

 ای معنی عشق ....

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
kamelia

avatar

تعداد پستها : 3
تاریخ عضویت : 2009-11-11
سن : 34
آدرس پستي : اصفهان

پستعنوان: ای معنی عشق ....   الأربعاء نوفمبر 11, 2009 3:39 pm

ای معنی عشق !
ای یاد تو در خاطر من جاودانه ،
ای بی تو چشمم ، چشمه ی اشک شبانه
ای روشنایی ! ای چراغ زندگانی !
وقتی تو رفتی از مشرق لبها طلوع خنده ها رفت ،
از دست من وز دست ما آینده ها رفت .
وقتی تو رفتی مهتاب بام آسمان کمرنگ تر شد.
وقتی تو رفتی دنیا به چشمم از قفس هم تنگ تر شد .
وقتی تو رفتی اندوه شوق زندگی را از دلم برد .
وقتی تو رفتی برگ درختان زرد شد خورشید افسرد .
وقتی تو رفتی مرگ خندید ،
در جمع ما اندیشه های زیستن مرد .

از باد پرسیدم کجا رفت ؟
گفتا که : « من هم در پی آن رفته از دست
سرتاسر دنیا خزیدم
اندوه اندوه
او را ندیدم

از شب سراغت را گرفتم
شب گفت : افسوس !
او « ماه » من بود
من هم به امید طلوعش ماه ها تاریک ماندم
همراه مرغ حق به یادش نغمه خواندم
خود را به دریاها و صحراها کشاندم
با یاد او در هر قدم اشکی فشاندم
در دشتهای دور و ناپیدا دویدم
« او » را ندیدم

بر بام و روزن های عالم سر کشیدم
شب تا سحر سرتا سر دنیا دویدم
در لابلای برگ جنگل ها خزیدم
با جست و جوها
خستگی ها ، شب روی ها
او را ندیدم

از رعد پرسیدم نشانت
فریاد او در گنبد افلاک پیچید
چون مادران داغ دیده ناله سر کرد
با ابر گفتم قصه ات را
روی زمین را در غمت از گریه تر کرد

ای یاد تو در خاطر من جاودانه
ای بی تو من همسایه اشک شبانه
وقتی تو رفتی اندوه شوق زندگی را از دلم برد
وقتی تو رفتی برگ درختان زرد شد خورشید افسرد
وقتی تو رفتی مرگ خندید
در جمع ما انگیزه های زیستن مرد !!!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
http://kamelia3.blogfa.com
 
ای معنی عشق ....
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
دوستـــــــــــــــــان قـدیـمــــــی :: انجمن گوشه های دلتنگی :: هرچه میخواهد دله تنگت بگو-
پرش به: